درد دل های من

به خدا نگو من یه مشکل بزرگ دارم به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم

درد دل های من

دلی جون
درد دل های من به خدا نگو من یه مشکل بزرگ دارم به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم

اردو

سلااااااااام

برو بچ جاتون بسی خالی

امروز رفتیم اردو

البته رفتیم جُنگ شادی در واقع

خیلی خیلی خوش گذشت همه اش آهنگ بود و دست و جیغ!!!

یعنی وقتی تموم شد گلوم و دستام و سرم درد میکرد(به خاطر سر و صدای زیاد)

یادی هم از خدا بیامرز مرتضی پاشایی شد

هر چند خیلی آهنگاشو نشنیدم ولی خب حیف شد بنده خدا سنی نداشت

از چند روز پیش تا حالا سرما خوردم و همچنان دارم میمیرم

نمیدونم این چه سرما خوردگیه (حالا شایدم نباشه دکتر نرفتم) که فقط سرفه و سردرد داره و خیلی خیلی کم هم (با عرض معذرت)آبریزش بینی!!!

خلاصه دهنم سرویس شده سه چهار روزه!

اتفاق خاصی نیافتاده دیگه

گذری اومدم و فرتی یه پست گذاشتم

فعلا



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم بهمن 1393 | 18:48 | نویسنده : دلی جون |

بعد از n قرن!!!!

سلام به هر کسی اینجا هست و نیست!!

میاد یا نمیاد

دوستایی که هستن یا اونایی که دیگه نیستن و یادی از ما نمیکنن

بعد از n قرن اومدم بازم بنویسم

دلم برا اینجا تنگ شده بود خدایی

تو این مدت که نبودم اووووووووووووووووه که چقد اتفاقات افتاده که یادم نیست

نمیدونمم چرا خیلی وقته حوصله نوشتن نداشتم اصن چرا خیلی وقته به اینجا سر نزدم

به دفتر خاطرات مجازیم

خب

میخوام از امروز شروع کنم و برگردم عقبو هر چی که یادم اومد رو بنویسم

امروز صبح گوشیم مُرد!!!

اومدم از شارژ بکشمش که خاموش شد و هر کار کردم دیگه روشن نشد(شانسه من دارم عایا؟)

هر چی التماسش کردم فایده ای نداشت آخرشم سیم کارتمو گذاشتم رو گوشی مامانم چون میخواستم با دوزتان برم بیرون دور دور

آهان یادم رفت بگم که نتم رو جدیدا از پیشگامان گرفتم که خیلی بهتره از مخابرات و کلا صبح ها که رایگانه میشینم دانلود.

جدیدا هم طرفدار پر و پا قرص بندیکت کامبربچ شدم

البته هنوز طرفدار اونایی که قبلا طرفدارشون بودم هستماااا

منتها بندیکت یه چیز دیگه اس نخ سوزن تو فیلم شرلوک(بسی شیکه این فیلم بسیییییییی)

خلاصه امروز صبح چند تا کلیپ دانلود کردم ازش و کلی هم به دو تاش خندیدم و به خودم و دوستام امیدوار شدم (چون خل و چل تر از خودمون پیدا کردم!!)

قبلا هم شرلوک دیده بودم و عاشقش بودم ولی خب چون نت نداشتم تا دانلود کنم یادم رفته بود کلا

تا الان هم که دارم میتایپم اتفاق خاصی نیافتاده چون خواب بودم

نه خییییییر مثل این که به ترتیب یادم نیست!!!پس هویجوری قاطی میگم

عاغا یه چند وقتیه فانتزی دارم مغازه ترشک و لواشک فروشی بزنم با یه شیوه و دکور جدید و باحال

اما خب چه کنم که اگه من بخوام مغازه بزنم کی درس بخونه؟و اگه من درس بخونم کی تو مغازه وایسه؟

گفتم درس،یادم افتاد ترم اول امسال نسبت به ترم اول و دوم پارسال پیشرفت کردم تو معدلم(الهی من قربونم برم!!!)

خلاصه این که راضیم از خودم!!میخوام بیشتر هم تلاش کنم تا معدلم برسه به بیست(ارواح...)

جدیدا نمیدونم چرا اعصابم ضعیف شده(دقیقا بعد از پایان ترم اول امسال)

میگم ضعیف یعنی ضعیفااااا

بعد از امتحانا تا سه روز همش پشت سر هم دعوا داشتم با دوستام!!!البته یه مورد که واقعا اعصابم باید خورد میشد ولی به هر حال تموم شد دیگه

الان مامانم اومده گیر داده چرا نشستی پای کامپیوتر!من از صبح تا حالا شاید نیم ساعتم ننشستم اون وقت هی میاد میگه خودتو کور میکنی.منم از کوره در رفتم و چنان زدم تو سر خودم و گفتم من امروز اصلا پای این لامصب ننشستم که خودمم تعجب کردم(بعله به این میگن یه اعصاب داغون!!!!روانشناس خوب سراغ ندارین؟)

از اینا که بگذریم نمیدونم باید به چی برسیم!!!

آها

این که تولد امسالم کادو از خانواده یه ویولن گرفتم.

انقده خوشحال شدم که اصلا حد نداشت

قبلا هم کلاس ویولن میرفتم اما یادم نیست واس چی ولش کردم!!!

فعلا دیگه چیز خاصی یادم نیست!!!

فک کنم مخم بر اثر ضربه وارده توسط خودم بیشتر از قبل جا به جا شده!!!

فعلا بای.

پ.ن:اگه حوووووووووصلم شد وبلاگ تکونی میکنم!!



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم بهمن 1393 | 21:57 | نویسنده : دلی جون |

در انتظار کارنامه!

سلام به همه

دوستان گرام من حالا سر نمیزنم شما چرا یه سر به من بدبخت فلک زده تنها نمیزنین ؟

تا همین دوشنبه هفته پیش نه هفته پیشش امتحان داشتم

بعدم که داغون داغون بودم که خدا اون روزو برا هیچکس نیاره

امتحانام رو شدیدا افتضاح دادم

البته خدا رو شکر هیچکدوم رو تجدید نشدم اما خب لب مرز بودم بعضیاش رو ...

کلا فکر کنم معلدم رو 15 و نیم 16 باشه ...

وااااااااااااای که چقد افتضاحههههههههه

خودمم دقیق نمیدونم چرا درس نخوندم ولی خداییش حس درس خوندن نداشتم تو امتحانا

حاظر بودم هر کاری بکنم ولی درس نخونم !

دوباره دارم برنامه میریزم ( اروا بیبیم!!!!) که مثلا بهتر بشم .

درسخون تر بشم

چه میدونم بشم یه دختر نمونه درجه یک .

ولی خب مرض دارم دیگهههههههه . بازم الان نشستم پای کامپیوتر و مطمئنم اینقدر طول میشکه تا داد مامانم در بیاد .

خیلی وقته اینجا آپ نکردم

اصلا بعضی موقع ها یادم میره یه وبلاگی هم دارم من !( با عرض معذرت از وبلاگ عزیزم که الان اشک تو چشماش جمع شده !)

نمیدونم دیگه اصلا خیلی سراغ اینجا میام یا نه ( نه که تا الان خیلی می اومدم ! منظورم از اینم کمتره )

آخه یه دفتر برداشتم توش احساساتمو مینویسم . دیگه دارم از دست خودم شاکی میشم واقعا !

آخه هیچ جا رو مناسب نمیدونم که هر چی که تو دلمه کامل بنویسم!

افتادم رو دور خود سانسوری !!!( که بد دردیه لامصب )

اینجا نمینویسم چون چند تا فامیلا آدرسش رو دارن

به کسی هم که نمیگم ( البته این نگفتنه دلایل زیادی داره )

تو دفترمم حتی رعایت میکنم که نکنه وقتی خونه نیستم یکی برداره بخونه !!!( نه که بیچاره مامانم همش داره چیزای منو میگرده!واسه همین دوس ندارم !)

خلاصه وضعیت بسی خل چلانه ای دارم من

میخوام برم کلاس والیبال بلکه تحرکم از خرس تبنل بیشتر بشه

بابام داره از بوشهر میاد . بعد تقریبا دو ماه ....شایدم بیشتر.

هم خوشحالم هم ناراحت . خوشحال واسه این که داره میاد و ناراحت واسه این که مطمئنا تو مدتی که هست کارنامه درخشان منو میبینه ....

دیگه چیزی واسه نوشتن ندارم .

تا به یاد دارم از وقتی اومدیم یزد سعی کردم زندگی خوبی داشته باشم . دارم به این نتیجه میرسم که نشد . شایدم خودم کم کاری کردم .

تنها راه نجاتم خودمم اما از دیگران هم کمی توقع دارم . شاید یه خورده لوسم !!!کسی چه میدونه !!

آخه خودمم نمیدونم !!!یعنی الان کلا چیز زیادی نمیخوام که بدونم .

دیگه از این کلمات بی سر و ته خودم خسته شدم.

میدونم اگه یه وقت کسی اینا رو بخونه اونم احتمالا تا آخر نمیخونه

پس فعلا خداحافظ ای وبلاگ من !!!



تاريخ : پنجشنبه دهم بهمن 1392 | 19:34 | نویسنده : دلی جون |

یادش بخیری ها+امروز

سلام دوستان گرام

راسش امروز همش یاد چیزایی که گذشته می افتم و میگم یادش بخیر ! چه روزایی داشتماااااا

مثلا یادش بخیر اولین پستم تو این وب emoticon

(البته این قیافه اش یکم خبیثه من اینجوری نیستما )

راسی کی یادشه تو اون پست چی نوشتم؟ ( تقلب نکنین برین نگا کنینااا . ببینین واقعا یادتون هست یا نه )

به هر حال

هر چی که گذشت دیگه گذشته ...

امروز من یه خورده خوشحالم .

جدیدا دارم یاد میگیرم خودمو یکم دوست داشته باشم تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

صبح ها هم به عنوان پیاده روی از خونه تا مدرسه رو پیاده میرم ( البته نگین بالاخره یه تکونی به خودش داد! چون از خونه مون تا مدرسه دو تا ایستگاه اتوبوس بیشتر نیست تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد)

دیگه بگم کلا همونطور که تو پست قبلی نه قبلیش نوشتم دارم عوض میشم .

البته سعی میکنم این تغییرات مثبت باشه .

البته هنوزم که هنوزه خیلی از فانتزیام عوض نشده !!

ولی خب دارم شاد تر میشم . تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

خب دیگه بازم وقت چرت نوشتن ندارم

مامانم داره صدام میکنه برم ناهار درست کنم .

راسی تعجب نکنین چرا الان خونه ام !

چون بچه ها میرن شلمچه ولی من نمیرمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

بازم میام آپ کنم

چون تا چهارشنبه تعطیلم .

فعلا بای همگی .



تاريخ : شنبه شانزدهم آذر 1392 | 11:19 | نویسنده : دلی جون |

برای خواهرم

دوستان گرام سلام

خب این یه مطلب رمز داره که رمزشو به کسی نمیدم !

چون همونجور که از عنوان پیداست فقط واسه یه نفره

اونم دوست صمیمی منه که مثل خواهرم میمونه

پس لطفا درخواست رمز نکنید .

بای



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه پانزدهم آذر 1392 | 12:47 | نویسنده : دلی جون |

عوض شدم

سلااام

آهای اونایی که وقتی نیستم یه سر نمیزنین

آهای بیمعرفتااااا

بابا من نیستم شما چرا نمیاین؟

دارم با خودم فکر میکنم مدرسه ها که شروع شه تازه حس و حال میام واسه نوشتن

واسه همین هر وقت تونستم همه رو واسه این آپ خبر میکنم و هر کی تا حداکثر یه هفته نیاد از لینکها بنده حذف میگردد .

ای واااااااااااااااای

دیدن چی شد بازم ؟

دوباره برا وبم تولد نگرفتم

بیچاره وبم دیگه فکر کنم خودش بزنه خودشو حذف کنه از بس نسبت بهش بی تفاوت شدم !

ولی شایدم حذف نکنه

چون یه دستی به پروفایلم کشیدم حداقل !!

چه کنم خب

این تابستون حوصله خودمم نداشتم

خوبه که داره تموم میشه

جدیدا نمیدونم چم شده با آهنگ غمگین فاز میگیرم!!!!

عاشق آهنگ "تا حالا شده "بابک جهانبخش شدم !!!!

اونم منی که خیلی کم پیش میومد اصن آهنگ مجاز گوش بدم !!!

دارم فکر میکنم چقدر تغییر کردم . البته خوب یا بدشو نمیدونم . 

به قول همین آهنگه دلم واسه خودم تنگ شده . یادش بخیر چه چرندیاتی نوشتم اینجا . ولی الان به هیچ وجه چرند نوشتنم نمیاد .

چیز کمی نیست 3 سال خاطره .

راسی یه چند وقتیه که به این نتیجه رسیدم با نفرت به جایی نمیرسم

واسه همین درباره وبلاگو عوض کردم . دیگه مهم نیست کسی که نظر میذاره کجاییه .

مهم اینه که آدم خوبی باشه . حداقل تو دنیای مجازی .

خاطره تو این مدت که نبودم زیاد بوده

ولی هیچیکدوم به نظرم ارزش نوشتن ندارن .

حس میکنم هم خودمو هم وبلاگمو غم گرفته

کمککککککک

هووووووووف . دیگه حرفی نمونده

با اجازه جماعت

عزت زیاد



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 | 20:51 | نویسنده : دلی جون |

تابستون حوصله سر بر!!!

سلاااااااام

هوووووووف

واقعا حوصله ام داره سر میره از تابستون

شما چطور ؟

من که دارم کم میارم

البته همچینم تقصیر من نیستااااا

آخه از موقعی که تعطیل شدم داریم میریم اینور اونور مسافرت

نمیگم مسافرت بده هاااا ولی من دیگه خسته شدم

دلم میخواست امسال تابستون کلی کلاس برم و چیزی یاد بگیرم واسه همینم وقتی نتونستم این کارو انجام بدم ( به خاطر مسافرتا) داغون شدم اساسی

هر چند هنوزم وقت هست ولی خب

خیلی بی حوصله شدم

دوستان کسی راه حلی داره عایا ؟؟؟؟؟



تاريخ : یکشنبه ششم مرداد 1392 | 17:18 | نویسنده : دلی جون |

روز پدر

سلام

میدونم دیر شده ولی نامردی بود پست نذارم

روز پدر دیر دیر مبارکککک



تاريخ : شنبه چهارم خرداد 1392 | 20:42 | نویسنده : دلی جون |

امتحانا....وااااااااااای

سلااااااام به دو سه تان گرام

حال شما خوب میباشد ؟

سلامت میباشید ؟

خوب عرضم به حضورتون که شروع بدبختیا رو تسلیت عرض میکنم خدمتتون

امتحانا شروع شده ( یا داره شروع میشه برا بعضیا ) و یه عالمه باید درس بخونیم

من با خودم عهد کردم این مدت نت نیام

وااااااااااای خدایا خودت کمک کن به عهدم وفادار بمونم !

من دیگه میروم دوستانم

به امید کارنامه ای درخشااااااان برای همه ( البته درخشان از نظر نمره های خوبا )

فعلا بای



تاريخ : یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 | 10:52 | نویسنده : دلی جون |

روز مادر

سلااااااااام

فقط اومدم بگم روز مامانیا مباااااااااااااااااااااارک

ایشالله همیشه سایه شون بالا سرمون باشه



تاريخ : پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 | 14:1 | نویسنده : دلی جون |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.